شهاب الدين محمد خرندزي زيدري نسوي

50

نفثة المصدور ( فارسى )

دل بر جهان منه ، كه جهان پايدار نيست * يك قاعده ز هرچه نهد ، برقرار نيست ور گويدت جهان كه : « بعهدت وفا كنم » * مشنو حديث او ، كه بقول استوار نيست 227 نامعتبر كسى است ، على الجمله ، آدمى * كورا بمرگ هيچ كسى اعتبار نيست اى مرگ پيكار فروگذار ؛ چون همه تير انداختى ، و اى روزگار بيكار « 1 » باش ، چون جعبه بپرداختى ، إذا قدّمت - 15 خاتمة الرّزايا * فقد عرّضت سوقك للكساد « 2 » 228 سدّ يأجوج تاتار 229 گشاده گشت ، و اسكندر نى . در خيبر كفّار 230 بسته شد ، و حيدر نى « 3 » . روباه بيشهء شير گرفت ، و شير عرين نى . ديو بر تخت سليمان نشست 231 ، و انگشترين « 4 » نى . اى آنكه بدين ألم كه بدل عالم رسيد ، علم شماتت

--> ( 1 ) هت ، سى : پىكار ( 2 ) متن مطابقست با : مى ، سى ، و « يتيمة - الدّهر » ، ج 3 ص 284 و « تاريخ يمينى » ج 1 ص 133 و « ترجمهء تاريخ يمينى » نسخهء كتابخانهء اسعد افندى بشمارهء 2225 مؤرّخ 636 هجرى ، كه فيلمى از آن در كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران موجود است ، ورق 37 ، هت ، كر : بالكساد . ( 3 ) سى : حيدر نى ديو بر تخت ، ( بنابرين ، نسخهء سى دو جملهء « روباه بيشه شير گرفت . و شير عرين نى » را ندارد . ) ( 4 ) متن مطابقست با : هت ، باقى نسخ : انگشترى